مبارزان خاموش

چند روزی است که همه شرکت، واقعا همه به معنای واقعی درگیر عملی یا ذهنی پروژه ای هستند که برای ما سرنوشت ساز است . نمی توانم توضیع دهم داستان چیست . اما در این بین من ایمانم به بچه ها زیادتر می شود چرا که به زوایای دیگری از توانمندی آنها پی می برم . این یعنی تایید ” هدف را برای آنها روشن کن و آنها را رها کن ، خودشان می دانند چکار کنند.”
در این بین اگر حیرت زده شوم که یکی به زیرکی و زیبایی توانست آرای محلی را بسنجد و جمع آوری کند جای تعجب ندارد. و آن دیگری هم توانست در مراکز مختلف چنان سخن تاثیر برانگیزی بر زبان جاری کند که موجبات تحسین مرا برانگیزاند. و دیگری و دیگری و دیگر . به همه عزیزانم افتخار می کنم و با یادی از این جمله ، پایان
روزهای سخت می رود ولی آدم های سخت باقی می مانند.