خط مشی

نمی دانم چرا شرکت های عمرانی ایران – پس از دهه های متمادی از شروع بکار – هنوز نتوانستند حتی در مسیر توسعه جهانی ی این مقوله گام های اولیه را آغاز کنند. تحقیق و تفحص در کمپانی های پیشرو، به راحتی تفاوت یا شاید عقب ماندگی های ما را ، مشهود می سازد.

یکی از گرفتاری های ما آنهم ازنوع ایرانی ، حل مساله “از کجا آغاز کنیم؟” در سالیان درازی از عمر ماست. این سؤال ، علی رغم دلفریب و زیبا بودن – در فرهنگ سازمانی ایرانی – عامل توقف، تعلل و تنبلی نیز می تواند باشد. این سؤال تنها در صورتی اهمیت دارد که جوابش، خودش باشد. یعنی بدون هیچ مکثی “حالا- همینجا “.

ما واقعاً حتی فرصت اینرا نداریم که بپرسیم “چطور؟” و با آنانکه می پرسند نیزکاری نداریم.

آموزش همگانی و هدفدار و کاربردی ، مهندسی دوباره، عملکرد استراتژیک و … میتواند ما را از معبر مدیریت در دنیای ابهام آلوده حال و آینده عبور دهد . ما باید – از هر حیثی که فکر می کنیم – آماده باشیم آماده ی آماده ؛ تا هم از فرصت های طلایی ( شرایط مناسب + آمادگی ) بهره ببریم و هم از فاجعه ها ( حوادث و وضعیت بحرانی + نا آمادگی ) عبور کنیم. فرصت ها را میتوان به اسب های وحشی ی تشبیه می کنم که از کنارمان میگذرند و تنها سوارکاران آماده و متخصص از پس تصاحبشان بر می آیند. ما حتی نباید آماده ، منتظر فرصت ها بایستیم بلکه باید بسمت آنها با شتاب حرکت کنیم . همینطور قبل از رسیدن فاجعه باید منحرفش کنیم یا با تغییر مسیر از اصابتش رهایی یابیم و چه بسا با تدبیر و امید به فرصت تبدیلش کنیم .همانگونه که بارها و بارها تا کنون همکاران عزیزم در این شرکت، انجام دادند. اصلا مگر تاکنون اکثر فرصت را اینگونه برایمان نساختیم؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *